جهنم اما سرد

جهنم اما سرد

بهای هر لحظه وجد را باید با رنج درون پرداخت به نسبتی سخت و لرز آور به میزان آن وجد،بهای هر ساعت دلپذیر را با سختی دلگزای سال ها پشیزهای تلخ و پررشک و خزانه های سرشار اشک!

مردن

بدون نظر »

مهر 9ام, 1394 نوشته شده 4:04 بعد از ظهر

ما مردمان خاورمیانه ایم
بعضی هایمان در جنگ کشته می شویم
بعضی در زندان
بعضی در جاده می میریم، بعضی در دریا
بعضی در” مکه “
ما ” شغل ” مان مردن است.

نوشته شده در ابدیت

آغاز

بدون نظر »

فروردین 7ام, 1394 نوشته شده 6:22 بعد از ظهر

از آغاز می دانستم
که دیدار
فقط با جدایی به پایان می رسد
با این همه ، بامداد ناگزیر را از یاد بردم ..
و خود را تسلیم تو کردم ..

نوشته شده در مسخ

نه تو نمی دانی

بدون نظر »

آبان 20ام, 1393 نوشته شده 10:28 بعد از ظهر

نه تو نمی دانی

هیچکس نمی داند

پشت این چهره ی آرام در دلم چه می گذرد…

نمی دانی  کسی نمی داند

این آرامش ظاهری و این دل نا آرام

چقدر خسته ام کرده است…!

 

 

نوشته شده در ابدیت

شهریور 93

بدون نظر »

شهریور 6ام, 1393 نوشته شده 11:57 بعد از ظهر

17 سال بعد از شهریور سیاه

هر شهریور من سیاه

هر روز من سیاه

.

.

.

نوشته شده در مسخ

ستایش تن تو …

دیدگاه‌ها برای ستایش تن تو … بسته هستند

مرداد 26ام, 1393 نوشته شده 12:11 قبل از ظهر

10268761_457197134412192_1393289420_n

 

 

 

ع.معروفی

نوشته شده در ابدیت